بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر
باز هم قرار عاشقانهی پاییز و زمستان
قراری طولانی به بلندای یک شب
شب عشقبازی برگ و برف
پاییز چمدان به دست ایستاده
عزم رفتن دارد
آسمان بغض میکند… میبارد
خدا هم میداند عروس فصلها چقدر دوستداشتنیست
کاسهای آب میریزم پشت پای پاییز
و تمام میشود
پاییز، ای آبستن روزهای عاشقی
رفتنت به خیر
سفرت بی خطر
برچسب ها:
تاريخ : يکشنبه 1 دی 1398 | 17:33 | نویسنده : حسن مرداد |

